|
سلام سلام سلام چطورید؟ گرچه از دست این مدرسه ها... ماه رمضونم تموووم شد با اینکه این آخرا دیگه شارژم تموم شده بود اما بازم واسم زود گذشت. انگار همین دیروز بود...من تی وی رو روشن کردم محسنو دیدم همه چی گذشتووو تموم شد به قول معروف عمرمون گذشت. امیدوارم خدا مدرسه هارم به همین سرعت به خیر بگذرونه. راستی داشت اصلش یادم میرفت...
سلام... نمیگم سلام آخر چون هر چی فکر کردم دیدیم نمیتونم به هیچ وجه از شما دوست جونا دل بکنم یعنی اصلا امکان نداره بتونم با شماها و وبم واسه همیشه خداحافظی کنم. اما با شروع مدرسه ها(که از این بابتم خیلی ناراحتم)باید کمتر بیام نت. ولی آدم نباید نا امید باشه... تابستون بعدی هم در راهه و ما میتونیم دوباره کنار هم باشیم. این تابستون به دلایلی بهترین تابستون من بود... یکی از دلایل مهمشم این بود که در کنار شما خیلی بهم خوش گذشت. من دوست زیادی نداشتم.اما تو این مدت یه عالمه دوست خوب پیدا کردم. همتونم کلی دوست دارم دل کندنم برام سخته. تو این مدت ما اتفاقات خوبو بدمونو با هم تقسیم کردیم... الانم کلی خاطره ازتون واسم موند که هیچ وقت فراموش نمیکنم. اینا حرفایه دلم بود...دوست داشتم بگم. دوست جونا من از این به بعدم میام نت ولی کمتر. فعلا...
ســـــلام دوست جونا نماز روزه ها قبول حالتونم که خوبه.امروز می خوام یه کار متفاوت انجام بدم. امروز نه میخوام شعر بنویسم نه...خیلی وقته تصمیم داشتم این آپو بکنم خلاصه امروز دیگه تصمیمم انجام شد. اولا باید بگم اینروزا خیـــــلــــــی دپرسم هر چی به شروع مدرسه ها نزدیک میشه حال منم بدتر میشه آخه اصلا امادگی ندارم.به نظرم خیلی زود گذشت تابستونم عین برق و باد رفتو تموم شد. ماه محبوبو محسنم که دیگه همه میدونید یهو یه شوک بزرگ بهمون وارد شد یه دفعه تنهامون گذاشت،با اینکه من هنوزم معتقدم که لیاقت محسن و استعداداش یه چیزی خیلی بهتر و بیشتر از اینهاس ولی بالاخره ناراحت شدم چون تنها بهونه دیدن اونم از دستم رفت. حالا غمو غصه ها رو بیخیال این دو روز باقی مونده رو بذار اوقاتمونو تلخ نکنیم. جریان اون بازیه که خیلی وقته تو نت پخش شده همه میدونید من همون اولا یه بار اون بازی رو کردم ولی چون خیـــلی از دوست جونام منو دوباره دعوت کردن من میخوام دوباره انجامش بدم اما نه مثله دفعه قبل میخوام متفاوت انجام بدم اصلا یه جورایی از خودم بگم.هم واسه اینکه آپدیت کرده باشم هم واسه اینکه روند بلاگم تکراری وخسته کننده نشه. من هرچی دوست دارمو ندارم میخوام بگم امیدوارم خوشتون بیاد: حالا بریم سر اصل مطلب: من به شدت عاشق بازیگریم بزرگترین هدفم بازیگر شدنه،بازیگرایه مورد علاقه بیشتر از همه خودتونم میدونید محسن افشانی،سیاوش خیرابی،حامد بهداد،اشکان خطیبی...بزرگترا هم خیلیاشونو دوستدارم. نتو وبو ۳۶۰ و اینا رو هم که خیلی دوست دارم. به شدتم اهل موزیکم آهنگایه جدید...از خواننده هایه خارجی بدم نمیاد ولی عاشقه jojo ام ایرانی ها هم احسان خواجه امیری رو دوست دارم .رپم بیشترشونو گوش میدم ولی از حسین مخته،ساسی،علیش بیشتر خوشم میاد... از اهنگایه ایرانی قدیمی خوشم نمیاد از خواننده هایه زن ایرانی حالم بهم میخوره.گوشم نمیدم فیلم دوستدارم زیاد میبینم... از فیلمهایه هندی عربی ترکی خیلی بدم میاد...اصلا کلا از هندو ترکو عرب و هرچه به اینا مربوط بشه خیــــــلی بدم میاد...مخصوصا هندیها که حالمو بهم میزنن تو ایرانم فقط تهرانو دوست دارم. زیاد اهل آثار باستانی و گردشگری اینا نیستم کلا باهاش حال نمیکنم. از رفتن برقا بیزارم...اعصابمو بهم میریزه آبم دوست ندارم قطع شه. بیرون رفتن با دوستامو دوست دارم.کافی شاپ،خرید ،سینما...کلا با اینجور بیرون رفتنها خیلی حال میکنم. خوراکی خیلی دوستدارم...از بیشتر غذاهاهم خوشم میاد مخصوصا پیتزا،قرمه سبزی، فسنجون... از جیگر،تخم مرغ،آبگوشتو کله پاچه و از اینجور غذاهاوشیرین پلو...پیاز،سیرو کدو...خیلی بدم میاد. گل طبیعی دوستدارم مخصوصا عاشقه گل رز م... آرایش ومیکاپ دوستدارم. از بعضی ادما خیلی بدم میاد مخصوصا اون بی کلاسایی که میخوان به زور باکلاس جلوه کنن،اونایی که خودشونو میگیرن،نارفیقا،کسایی که زبون نمیفهمند،خبرچین،اونایی که الکی کسی رو تو جمع ضایع میکنن و...اینا بیشتر خصوصیاته بده در نتیجه از آدمایه بد به طور کل بدم میاد. و شاید خیلی چیزایه دیگه دوستدارمو ندارم که الان یادم نیست... همینشم زیاد حرف زدم امیدوارم خسته نشده باشید یا سرتونو درد نیاورده باشم. همه شما دوست جونا رو دوستدارم.تقدیم به همتون.
رفــت و آمـــدهــا بـی فـــایــده اســـت. عــقــربــه هــا بـــی تــــوجــه بــــه اطـــراف جــلــــو مـی رونــــد. گــذشــت زمــان هــمــه چـیـز را بــه دســت فـرامـوشـی مـی سـپـارد. ثــانــیــه هـا,سـاعـت هـا,روزهــا,مـاه هـاوسـال هـا یــکـی پـس از دیـگــری مـی رونــد. مــی رونــد و مـی گــذرنـد و هـرگــز بــاز نـمـی گــردنـد. لـحـظـه هـایـی کـه شـایـد هـمـه ی مـا قـدرشـان را نـدانـیـم. شـایـد بـعـدهـا افــســوســشـان را بـخـوریـم افـسـوس گـذشـتـه, آیـنـده از دسـت داده هــایـی کــه دیــگــر به دسـت نـمـی آیــنـد اشـتـبــاهـاتـی کــه دیـگــر قـابـل جـبـران نـیـسـتـنـد لـحـظـه هـایـی کـه بــرنـمـی گــردنــد و امـــا مـــن... تـمــام ایــن لــحــظــات را... تــک تــک ایـن سـاعـت هـا,روزهــاو سـال هـا را بــه امــیـد تـو مـی گـذرانـم بــه خـاطـر آیـنـده ای کـه در کـنـار تــو بـاشـم. پــس فــرامــوشــم نـــکــن. نوشته از:خودم
سلام جونی ها... وووااای...اینا رو ببینید...خییییلیی خوشگل و فشنه... خب دیگه من که خودم دیدم خیییلی خوشم اومد امیدوارم شما هم مث من خوشتون بیاد. مث همیشه اگه ور داشتید ادرس... بـــــــــــــدو ادامه
وقتی شب میشه وقتی ستاره های ریز و درشت از آسمون چشمک می زنن وقتی ماه با یه نور ملایم آروم زمینو بغل میکنه وقتی که سایه ی سکوت رو در و دیوار شهر می افته چشمای من دوباره خیسه... بغض دوباره گلومو می فشاره دسـتای سردم محتاج به گرمای دستات میشه وقتی خواب دور و بر چشام پرسه نمی زنه زل می زنم به قرص ماه اما تو راحت خوابیدی ولی من تنها یه گوشه زیر همین نور ملایم ماه و چشمک ستاره ها به تو فکر می کردم و میکنم و... بازم انتظارتو می کشم.
دوست جونا اینو قبلا دیده بودید اما به دلایلی حذف شده بود. منم دیدم جاش خیلی خالیه با یه کم تغییرات دوباره درستش کردم. دل من با دل تو خورده گره نکنه ناز کنی باز کنی این دو گره دو کلوم حرف حساب باهات دارم می خوام بگم با معرفت به یادتم دوستدارم .
تـو آمـدی امـا لـحـظـه ای کـوتـــاه نـــــیــــــامــــده رفــــــتـــــــــــی اما چیز مهمی را به جا گذاشتـی تو رفتی اما یـــاد و خاطراتت اینجا مـــــــــــــــــانــــــــــــــــــــــــــد. مــــن مــــانــــدم و یـــاد تــــــــو من ماندم و کوله باری از غم بــی تو بودن که بر روی شـانــــه هـای خسته ام ســنــگــیــنــی میکـرد. مـاندم در فکر لحظه هایـی کــــه کـوتـاه بـود امـا شـــــــــــــــــــاد زمـانی که هر چند به ســرعــت امـــــــا خـــــــــــــوش گـذشــت کـاش می توانسـتم سـاعـــــت شـنـی زندگی ام را پـشت و رو کـــــــــــــــــــنـــــــــــــــــــــم. ای کاش لحظه های با تو بودنم هیچ وقت تمام نـــمـــی شـــد. و ای کـاش زمـان بـی تـو بـودن هـــــرگــــــــز سر نمی رسیـد. نوشته از: خودم
فـاصـلـه هـا زیـاد اسـت راه دور اسـت تـوان حـرکـت بـه سـمـت تـو را نـدارم تـو غـافـل از مـن مـن هـر لحـظه در یـاد تــــو بـه فاصـلـه مـی نـگـــرم بـه وسعـت آسمـان به تـاریکـی شـب بـه تلاطم دریا بــه واژه انـتــظـــار بـــه لـحــظـه بــی تـــو بــــودن بـه عـاقـبـت بـی تـو مـانـدن به این تنهایی نا تمام به لحظه ی مرگ خــســتــه ام...خــسـتــه ی...خــســتــه... از فـاصـلـه هـا از تـنـگـنـای ایـن جــاده ی نـاتـمـام وحــــشـــت زده ام... از زنـدگی بی تو از صـورت دریـا در شـب از صدای امواج از دیـدن تـو در رویـاهـای دسـت نـیـافـتـنـی ام. اگــر قــرار اســت ایــن زنــدگــی بــدون تــو بــاشــد... بــهـتـر اسـت هـیـچ وقـت نـبـاشـد. نوشته از:خودم
تا کی؟... تا کی در انتظارت بنشینم؟... پس کی می آیی؟... کی می آیی و مرا از این رخوت و تنهایی در می آوری؟... تا کی ماه ها و سال ها را یکی پس از دیگری سپری کنم؟ پس لحظه ی رسیدنت کی فرا می رسد؟... خسته ام... خسته ام از شب کردن این روزهای تکراری... از روز کردن این شبهای سوت و کور... تا کی بشکنم چشم به راه تو؟... من زنده ام اما زندگی نمی کنم...نکرده ام تو برای من معنای زیستن هستی... و تا وقتی تو در کنار من نباشی زندگی برای من تنها یک واژه بی معناست... پاهایم دیگر توان ایستادن ندارد... چشمانم دیگر توان دیدین ندارند... حتی اشک هم با چشمان من قهر است... اما من دست از عشق تو برنمی دارم... منتظرت ماندم...میمانم...خواهم ماند... چون دوســــــتــتـــدارم. نوشته از:خودم
۱.در قلب جوانم اندوه به جای می گذاری با وجودت و با بودنت نفس می کشم و راه می روم ۲.در شب و روز تاریکی و روشنی تنها به تو و عشق تو فکر میکنم. ۳.زمانی که مه رودخانه همه جا را تار میکند و رودخانه ابری نمناک بر فراز آسمان می فکند و توفان گرمای تابستان زبانه می کشد و سرخی آتش بر دشت می افتد و هنگامی که نقره های سفید بر سرم بنشیند چونان که ستارگان در شب چشمک می زنند به تو می گویم که برای تو خواهم مرد زیرا که به تو عشق می ورزم.
۱.مانند بلبل مانده در برف دهانت را در برابر سرمای خیالی ببند هیچ سرمایی مرا از تو جدا نمی کند من از دریا می گذرم از امواج می گیرم از جوانه های سرد شده از آرامش دریا تا مگر آتش درونم را فرو نشاند هر گاه که به آتش می کشد وجودم را ۲.شبی در خواب و بیداری بر مهتابی یاسگونم دیدم دو بوته ی آویزان را که در بر می گرفتند رز عاشقی را به چشم خویش دیدم ارغوانی گشت رز سفید افسوس که با نخستین بوسه ی عشق گلبرگهایش از آتش سوختند و با درد ریختند. چرا که گل نازک و شکننده ای بود در آبراه مورد به باد دادم آرزوهایم را و در چشمه به آب دادم پاکیم را غزال مهربان و پر اعتمادم تا چشمانم را به تو باز کردم قلبم از سوزشی لرزید مانند زخمی ریش ریش به سرخی گل خونی رنگ
سلام به همه شما دوستای عسیسم. خوش اومدید.دم همتون گرم مرسی که با کامنت های خوشگلتون منو خوشحال میکنید. عسیسان دل اگه هر چیزی مثل عکس یا...از وب من برداشتید یادتون نره اسمو ادرس وبمو حتما بنویسید.اخه من خیییلی ی ی واسشون زحمت کشیدم.مرررسی گلا
سلام بهاری به همه نوجوونای طرفدار"سلام بهار"به خصوص مجری عسیسش دیدم اینروزا حال وهوای هممون بهاریه واسه این عکسا و بیوگرافی مجری جذابشو گذاشتم ادامه مطلب.بــــاورکـــن
|
![]()
man nargesam ashege honar& bazigary va...in webam vase delam va alayegam dorost kardam.doost daram ba ham khosh bashim va az weblagam khoshetoon biyad.:-*
Archivesمهر 1387شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 Links
نیمه شب
محسن افشانی |